روشن تر از ستاره و گسترده چون زمین
من غرق فکرهای تو هستم بیا ببین
حس می کنم تمام زمان را ورق زدم
تا دیدمت برابرم ای خوب نازنین
دریا به احترام کسی را نمی برد
این اشکهایم است که شد سیل آتشین
می آورد ترا که نشاند برابرم
تا حس کنی بدون تو هیچم ... فقط همین
می آورد ترا که ببینی چه می کشم
می آورد بیا و کنارم دمی نشین
بنشین ببین در آینه تنها تو می روی
شاید به قصد قلب من اینجا کنی کمین
آری تویی، نه من ، نه که حتی تو نیست من
من تو ، تو من ، نه من من و ما ... بعد نقطه چین
شهرام قلی زاده
برازجان - مهر ۸۷

|
+| نوشته شده توسط
شهرام قلی زاده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388
|