تبليغاتX
جنوبگان
 خودم خودت
تکرار می کنم همه شب در خودم خودت

تکرار بی ثمر که چه بدتر خودم خودت

یعنی نمی شود که بدون تو سر کنم

یعنی نمی شود؟ چه بهتر!!! خودم خودت

از نام تو که می چکد از لب ترانه ام

تا ابتدای هر هوسی در خودم خودت

هی قهر می کنیم و بهم پشت میکنیم

هی صلح می کنیم ...

                    و آخر خودم خودت

پاشو ببند پنجره را اول هوس

از این به بعد نقطه بچین هر خودم خودت

۰۰۰

دیدی چه شد؟!

              به ماه زده چنگ گرگ مست

از این به بعد در همه جا، خر خودم خودت

                  

                                                                                       12آبان 1388  برازجان

|+| نوشته شده توسط شهرام قلی زاده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388  |
 دوتا عشق

 

دو تا کفتر دو تا ماهی دوتا عشق

من و تو رفته در این راه تا عشق

صدای نیلبک پیچید در کوه

                     خدا عشق و

خدا عشق و

                          خدا عشق

 

کاووس خان کمالی عجب دوبیتی قشنگی فرستاده:

دو تا یاس و دو تا میخک دو تا عشق
وعطر چیست اینک در هوا عشق
من دلخسته را روزی صدا کرد
بیا آدم بیا هوا بیا عشق

راستی که وقتی صدای نیلبک توی کوه میپیچه آدم دلش می خواد عاشق بشه
زنده باشی.

برازجان کوه قلعه

کوه قلعه برازجان

|+| نوشته شده توسط شهرام قلی زاده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388  |
 بمیران مرا

چقدر حال من و تو همیشه معیوب است

نه قصه ای نه نگاهی فقط همین خوب است

همین که خوب من و تو همیشه معیوبیم

همین که پیش همیم و زبانمان چوب است

نفس نفس نه به هم می رسیم و نه به خدا

خطای بی تو و بی من همیشه مطلوب است

اسیر وسوسه از عمق نا کجای وجود

اسیر وسوسه تا یک نگاه مجذوب است

چه حرفها که معطل مرا کشانده به تو

ببین چگونه صدای تو شهرآشوب است

صدا بزن که دوباره رها شوم از خود

صدا بزن و بمیران مرا همین خوب است

|+| نوشته شده توسط شهرام قلی زاده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388  |
 میت حاضر قربه الی الله

(این شعر را سالها پیش نوشته ام. اما برایم خاطره انگیز است)

 

جنگل از آتش می هراسد

من از تو

که چشمانت چخماق هر چه دارم است

پلک بر هم که می زنی

دنیا دور می خورد

سرم به سقف جاده می چسبد

و مردم گیج روی دستهاشان راه می روند

حالا به یک پک عمیق نیاز دارم

که دود شود

هر چه در خاطرم مانده  و

جلوی چشمانم بایستد

صبر کن

بادها را گیسو نده

که باد بر باد باد که می رود

چگونه بایستم نگاه کنم که نابود می شوم

 ترانه مبتذل من!

شعرهایت از حنجره ی هر چه صداست طلایی تر

که بخوانی و من ...

      قربه الی الله

میت حاضر راه می رود

شعر می خواند

و ترا می خواهد

که شب پوست بیندازد و

اندازه یک ایل بچرخم دور تو و

هی دست بکشم بر ماجرایی

که دست برده ام در روزگارت

و مرا سپرده است به باد

که می آید

شاخه های ذوقم را می تکاند

در چشمهایت

که ذل زده اند به من...

 

|+| نوشته شده توسط شهرام قلی زاده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388  |
 تش باد جنوبگان در استان
اینبار «تش باد جنوبگان در استان»

یادداشت با عنوان تش باد شعرانی در تهران حسابی در سایتهای خبری استان گل کرد

لینک برخی از این سایتها که از جنوبگان خبر را استفاده کردند مشاهده بفرمایید.

http://www.bona.ir/details.php?id=2252_0_9_0_C

http://pgnews.ir/viewnews.aspx?id=6571

http://www.eramnews.ir/fa/pages/?cid=8988

http://sook.ir/viewnews.aspx?id=1809

http://www.ershadeboushehr.ir/2009/05/post_2270.php

http://www.ghatreh.com/news/3418838.html

http://www.bushehrnews.com/fa/pages/?cid=8327

http://dayyernews.com/index.php?newsid=29

http://dayyernews.com/index.php?cstart=2

با سپاس از مدیران همه سایتهای ذکر شده امیدوارم مسولان آموزش و پرورش هم مطلب را خوانده و ...

|+| نوشته شده توسط شهرام قلی زاده در چهارشنبه ششم خرداد 1388  |
 من و تو
من و تو وای واویلا من و تو

اسیر دست آدمها من و تو

دعا کن تا همیشه ختم باشد

شکستن، زخم دیدن تا من و تو

نفس در سینه سردم اسیر است

دلم در عزلت بی عشق پیر است

همین امشب غرور خسته ام را

بیا بردار فردا دیر دیر است

|+| نوشته شده توسط شهرام قلی زاده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |
 تش باد شعرانی در تهران

تش باد شعرانی در تهران

عبدالمحمد شعرانی وبلاگ نویس دیری در تهران غوغا کرد

دیروز به مناسبت روز روابط عمومی چهارمین همایش روابط عمومی الکترونیک در هتل المپیک برگزار شد. در حاشیه این همایش که با حضور بیش از 700 مسول و کارشناس روابط عمومی دستگاههای اجرایی و شرکتهای خصوصی سراسر کشور، بزرگان روابط عمومی ایران و جمعی از اهالی سیاست برگزار شد از چند نخبه ارتباطات تقدیر شد. اما زیبا ترین قسمت این تقدیر، روی سن آمدن عبدالمحمد شعرانی وبلاگ نویس دیری بود. وقتی مجری او را معرفی کرد و از تاثیرات شگرف وبلاگش گفت فریاد تشویق بی امان حاضران در سالن بلند شد و هنگامی که عبدالمحمد از خودش و امکانتی که تنها بواسطه این وبلاگ به کالو آمده گفت تمام 700 نفر حاضر در سالن و مدرسان و استادان حاضر، ایستاده به تشویق بی امانش پرداختند. تشویق بی نظیر و طولانی عبدالمحمد شعرانی برای چندین دقیقه ادامه داشت طوری که من نظیر چنین تشویقی را فقط در اجراهای استاد شجریان هنگام اجرای تصنیف مرغ سحر به یاد دارم.

دیروز عبدالمحمد نام بوشهر را در حضور اهالی ارتباطات دوباره سربلند کرد.

اما دلش هنوز غصه عدم توجه مسولان آموزش و پرورش را داشت. این را تنهایی به من گفت. او هنوز کارمند رسمی نشده و نه وزارت خانه و نه سازمان استان جوابش را نمی دهند. کاش قدر این عزیز را بیشتر بدانیم.

دیروز عبدالمحمد برای بوشهر یک افتخار بود.

بروز شده در تاریخ ۶/۳/۸۸: این یادداشت در سایتهای خبری زیر انعکاس پیدا کرد:

http://www.bona.ir/details.php?id=2252_0_9_0_C

http://pgnews.ir/viewnews.aspx?id=6571

http://www.eramnews.ir/fa/pages/?cid=8988

http://sook.ir/viewnews.aspx?id=1809

http://www.ghatreh.com/news/3418838.html

http://www.ershadeboushehr.ir/2009/05/post_2270.php

http://www.bushehrnews.com/fa/pages/?cid=8327

http://dayyernews.com/index.php?newsid=29

http://dayyernews.com/index.php?cstart=2&

|+| نوشته شده توسط شهرام قلی زاده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388  |
 هوای تو
سلامی دوباره

یک سری عکس بسیار زیبا گذاشته بودم. برخی دوستان حضوری و یا در کامنتهای خصوصی ایراد گرفتند که چرا جای شعر تنگ شده

این شعر را برای سلام دوباره بپذیرید

 

از فکر تو نه در به در و دربدر منم

حالا که از خدای خودم بی خبر منم

هی تو نمی روی که بیایی که بودنت

افتاده در سرم که نباشم که بر منم

هر لحظه در هوای تو خوش می شود دلم

هر لحظه بی تو غصه و غم ضربدر منم

تنها تر از همیشه به اینجا رسیده ام

تنهاتر از خودم و شمایی که در منم

می شد نگاه کرد و ترا بیشتر چشید

می شد ولی تو جیغ زدی دردسر منم

سحر از نگاه مست تو بارید بر سرم

حالا که مانده در گل تو تا کمر منم

کم کم کمک نه اینکه به تو خو نکرده ام

کم کم کمی بدون توام، بی اثر منم

ای اتفاق کهنه که من را شکسته ای

چینی نیم بند توام بی ثمر منم

یعنی نمی شود که به من هم سفر کنی؟

...

 

             
|+| نوشته شده توسط شهرام قلی زاده در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388  |
 
خوش باشید و سربلند

یک آهنگ زیبا برای دل خودم و شما گذاشته ام

دانلود کنیدساقیا

|+| نوشته شده توسط شهرام قلی زاده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  |
 فقط همین

 

روشن تر از ستاره و گسترده چون زمین

من غرق فکرهای تو هستم بیا ببین

حس می کنم تمام زمان را ورق زدم

تا دیدمت برابرم ای خوب نازنین

دریا به احترام کسی را نمی برد

این اشکهایم است که شد سیل آتشین

می آورد ترا که نشاند برابرم

تا حس کنی بدون تو هیچم ... فقط همین

می آورد ترا که ببینی چه می کشم

می آورد بیا و کنارم دمی نشین

بنشین ببین در آینه تنها تو می روی

شاید به قصد قلب من اینجا کنی کمین

آری تویی، نه من ، نه که حتی تو نیست من

من تو ، تو من ، نه من من و ما ... بعد نقطه چین

شهرام قلی زاده 

برازجان - مهر ۸۷      

        

 

                                                                                                                                                                                                                                                           

|+| نوشته شده توسط شهرام قلی زاده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388  |
 
 
بالا